جمعه روز خيلی مهمی برای همه ما بود.

همه ما برای چند لحظه به يک قدمی مرگ و حضرت اجل رسيديم. خيلی وحشتناک بود اما فکر کنم به هممون ثابت کرد که از پلک چشم هم به ما نزديک تره.

 اما حالا با فروکش کردن تب زلزله بازم فکر می کنیم تا ابد زنده ايم اما کاش از اين به بعد هر وقت خواستيم کاری بکنيم که می دونيم زياد خوب نيست یا حتی فکرهای بی خود توی سرمون راه بديم ياد اون چند ثانيه بيفتيم.

کاش به قول حضرت علی(ع) جوری زندگی کنيم که انگار يه لحظه ديگه از دنيا می ريم و در عين حال طوری زندگی کنيم که انگار تا ابد زنده ايم.

اميدوارم ديگه از اين چيزها نبينيم.

علی نگهدار همتون.