سلام!

بالاخره اکانت گرفتم. آقا سينا ! چند دليل داشتم که نمی نوشتم يکيش همين بود.

و بعد هم امتحان آخه اين ترم ، ترم آخره و من بايد خيلی مواظب باشم گرچه طبق معمول همه چی افتاد به شب امتحان. روز از نو روزی از نو.

و اما يه نيايش قشنگ و ناز که باورتون نمی شه کجا خوندمش . توی يه سبزی فروشی.تا خواستم بنويسمش سبزی فروشه از روی ديوار کندش و داد به من.

 اين نيايش از امام سجاده و مثل بقيه دعاهاش لطيف ، ساده و جامع.

با هم بخونيمش: 

 

خدايا!

من در کلبه فقيرانه خود چيزی دارم که تو در عرش کبريايی خود نداری.

من چون تويی دارم و تو چون خود نداری.