وای خيلی خوشحالم که می تونم بازم بنويسمنمی دونم مشکل از پرشينه يا کارتم يا جای ديگه .خوب تموم شددلم برای همتون تنگ شده بود گرچه سری می زدم ولی بالاخره....

اين روزها سر هممون يه جورايی شلوغه . امتحان و اين حرفا اما يه چند روزی تعطيلی دارم برای امتحان بعدی و فعلا می شه اومد و نوشت.

حالا يه شعر کوچولو اما بزرگ بخونيم تا حال هممون جا بياد:

 

نگاهت چه رنج عظيمی است وقتی می فهمم

چه حرفهای زيادی را هنوز

به تو نگفته ام....