آسمون يه روز ابراشو به من قرض داد تا هر وقت دلم گرفته بود ، ابراش آسمون دلمو پر کنن و بعد ببارند تا آروم بشم.

شايد هم بهم بخشيدشون. آخه خيلی وقته که سراغشون نيومده.

يادمه بهم گفته که اين ابرا فقط برای روزهايی اند که ناراحتم يا دلم از کسی و چيزی گرفته. گفت که نذارم هر روز توی دلم باشن.

منم گفتم باشه. اما نمی دونم چرا نتونستم به قولم وفا کنم.

آخه اين روزا هر روز دلم پر از ابر می شه.