جهان در التهاب و چشم انتظار تولد نوزادی است که می خواهد ميزان عدالت و رادمردی باشد.

قلب آسمان چون قلب مادر اين مولود در سينه می کوبد. ندايی می رسد سينه ديوار خانه ای که روزگاری مريم را از خود رانده بود می شکافد.

خانه می داند چه کسی را در خود جای می دهد. می داند راه را برای که باز کند .می خواهد افتخار تولد تنها مرد جهان را برای خود حفظ کند.

و آن اتفاق می افتد. چشمان کودک در خانه خدايش به جهان باز می شود. خدايی که عاشقانه حضورش را در جهان تبريک گفت.

ميلاد مولای دلها مبارک.