نمی دونم تا حالا شده يه تصميمی بگيرين بعد تا مدتها شايد هم تا سالها بهش فکر کنين که درست بوده يا نه؟

من مدتهاست اين وضعيت رو دارم. تصميمی رو که چند سال پيش گرفتم هر چند وقت يه بار مياد توی مغزم و مثل خوره می خورتم و اونوقت جنگ من با خودم شروع می شه که درست بود ؟درست نبود؟ نکنه پشيمون بشم؟

خيلی بده . به خصوص اگه اين تصميم در مورد يه آدم باشه و تو مدام فکر کنی که زندگيشو خراب کردی و اون تا آخر عمرش اينو فراموش نمی کنه و زندگيت به خاطر ناراحتی اون ،اونجور که بايد نيست.

من هميشه آخر اين جنگ بازم به اين می رسم که درست تصميم گرفتم چون نمی خواستم زندگی اون خراب بشه . اما اين جنگ نابرابر من و خودم اينقدر توان و اعصاب منو آزار می ده که ديگه هيچی ازم نمی مونه.

دلم می خواد اون هم تا حالا فهميده باشه که من به خاطر هر دومون و به خصوص اون اين کارو کردم.

کاشکی بفهمه!