کاش می شد روزا زودتر بگذرن. دلم می خواد چشمامو ببندم و باز کنم و ببینم که همه چی تموم شده. من کنار توام و تو کنار من.

دوست دارم ماه ها هفته بشن، هفته ها روز بشن و اون وقت روزا بشن چند دقیقه تا تموم بشن.

اما این روزا سخت می گذرن . انگار خیال تموم شدن ندارن. حس می کنم تمام فکر و خیالا کش می یان. فکر هر چیزی رو می کنم ، می بینم که هنوز یکی دیگه مونده. یعنی می شه یه روز با خیال راحت زندگی کرد؟

می خوام چشمامو ببندم و به هیچی فکر نکنم و فقط تو باشی و تو . می خوام فقط من باشم و شوق زندگی نو. فقط تو باشی و من.

اما الان مثل آدمی شدم که ماشینش توی یه چاله گیر کرده و هرچی گاز می ده و سعی می کنه ،ماشین بیرون نمی یاد و فقط در جا می زنه و درجا می زنه و درجا...

یعنی این روزا تموم می شن؟ می شه یه روز چشمامو با خیال راحت ببندم؟ می شه کابوس تموم بشه؟ می شه من و یه روز ...