خسته ام خيلي!هيچ كس حرف آدم رو نمي فهمه و قدر آدم رو نمي دونه. دلم گرفته. دوست دارم برم يه جايي گم و گور شم. كاش پسر بودم و راحت حداقل چند روزي اين كار رو مي كردم. اما نمي شه. پسر نيستم. دخترم و ممكنه واسه هميشه گم و گور شم. پس بايد بمونم،تحمل كنم و با همه چي بسازم.

محيط كارم مثل طويله شده و من تنها خري هستم كه اونجا مي شه ازش سواري گرفت. سواري مي دهم پس هستم!