سرنوشت درست پشت سر ماست...در لحظه ای که ما تازه شروع به گله از سرنوشت خود کرده ایم،او دستش را برای کمک کردن به شانه ما گذاشته است و همین برای ما کافی است.

ژوزه ساراماگو

/ 7 نظر / 10 بازدید
مریم

نمی دونم چرا یهو نوشتت رو که خوندم یاد این جمله افتادم که: ما از نردبون بالا میریم تا دستای خدا رو بگیریم غافل از اینکه خدا اون پایین ایستاده و نردبون رو محکم گرفته تا ما نیفتیم...چطوری عزیزم؟

مریم

راستی اول هم که شدم بالاخره!!!!!![نیشخند][گل]

محسن داودی

نکنه ما خودمون حجاب خودمونیم . به قول حضرت شیخ حافظ شیرازی تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز . سلام دوست من . به زودی خواهم نوشت .

ساجده

در تب و تاب پریدن بال هامان باز بود در نگاه شاپرک ها آسمان راز بود.....

لحظه ای با من باش...

سلام عزیز [گل] باز هم ............ باز هم بی خبری من از این واژه به تکرار تنفر دارم باز هم بیخبرم از تو از حال دلت باز هم بیخبرم [گل][گل][گل][خداحافظ]

لحظه ای با من باش...

حرف از ماندن و بودن نيست نه شكوه دلتنگي ست و نه بهانه دوری بي قراری عاشقانه كه هيچ !!! گله آمدن ونيامدن هم نيست نه قول و قرار روزهاي سبز بودن نه هستم هاي روزهاي خزاني رفتن نه دل دل های تلخ دلواپسي نه زمزمه های بي هم نفسي ...... هم بغض هميشه و هر روز ..... سخن از اينها نيست اين روزها سخت نگرانم نگران حال علائقمانم همان كه مي نامندش : عشق[گل][خداحافظ]

هستیا

سرنوشت اون چیزی هست که خودمون واسه خودمون رقم می زنیم همیشه بهاری باشی[گل]