صدف دريايی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کسی برایم صدفی آورد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در درونش

دریایی در نغمه

از ساحلی دوردست.

قلبم سرشار می شود

از آب، از ماهی های ریز نقره ای و سیاه.

کسی برایم صدفی آورد.

 

               

* فدریکو گارسیا لورکا

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
masih

salam....here I am on the road again !............rabtesh chie? rabtesh ine ke man injam dobare tooie jaddeh....pas bezan berim ......movafagh bashi aziz .

مريم

قلبم پرميشود از آب.... از اين قسمت خيلی خوشم اومد...خيلی قشنگ بود... منم به روز کردم. خوشحال ميشم مثل هميشه بهم سر بزنی

هيچکی

خوب اين ادرس جديدمه گويا!!!!يه وبلاگ گروهيه.........به صدف بگو اينجا کـــــــــــــــــــــوير است کویــــــــــــــــــــــــــــــــر ايـــــــــــــــــــــــــــــــران!!!

نسترن

کارا رو به راهه گویا.جاده فریاد می زنه برو.یعنی بزن برو.

bahar

هميشه بهترين راه را برای پيمودن ميبينيم اما در نهايت به راهی ميرويم که به آن عادت کرده ايم! (پائولو کوئيلو، عارفانه ها)/ اینرو میخواستم برایه مطلب قبلی بفرستم نشد ، برایه اینیکی فرستادم

حاج علي

با سلام همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی ... که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی یا اباعبدالله الحسین مددی اقا جانم یا علی

مريم

ای سر کشیده از صدف سالهای پیش ای باز گشته،ای به خطا رفته با من بگو حکایت خود تا بگویمت اکنون من وتواییم وهمان خنده و نگاه آن شرم جاودانه آن دستهای گرم آن قلبهای پاک وآن رازهای سر به مهر که بین من و تو بود ما گر چه در کنار هم اینک نشسته ایم بار دیگر به چهرۀ هم چشم بسته ایم دوریم هر دو، دور....! با آتش نهفته به دلهای بی گناه تا جاودان صبور

نسترن

سلام يگانه خانوم مهربون.چطوری؟کارها که خداروشکر خوب پيش می ره.خونتون قشنگه؟همون جور که می خواستی شد؟ايشالا همه چيز خوب اشه.

محمدرضا

سلام...........................واقعه میدان هفتم تير رو تسليت ميگم....خواستی بم سر بزن