ای روزمره، ای تکراری!

یه وقتایی دلم می خواد بترسم! آره دوست دارم بترسم. عکسای ترسناک نگاه می کنم. حادثه های هوایی، بزرگترین حفره های دنیا،آتشفشان و چیزای دیگه. دلم یهو یه جوری می شه. می ترسم، از تصور یه همچین چیزی جلوی چشمام.

اما خوشم می یاد. چون یه لحظه تغییر ایجاد می کند. دلم می خواد تنوع و تغییر توی زندگیم داشته باشم. یه کاری که غیر از سر کار رفتن و خونه رفتن همیشگی باشه.

یه کار هیجان انگیز که روحمو سرشار کنه. شعف رو بیاره تو وجودم و غرق لذت بشم از کاری که واسه دل خودم کردم و باعث شده چیزای جدید کشف کنم.

روزمرگی کلمه تکراری اما واقعیه. چقدر دلم می خواد از این روزمرگی تکراری رها بشم!

 

 

* واسه همین این دفعه با بنفش نوشتم !

/ 7 نظر / 12 بازدید
نسترن مامان باران

شاید تغییر و تحول و تنوع چیزیه که خیلی راحت به دست مامیاد اما راهش چیه فهمیدی خبرم کن.حالا من شماره دادم گاهی زنگ بزن.صدای هم و بشنویم.[ماچ][بغل]

بهار

تنوع می خوای قربونت برم با من چند روز بیا دنبال خونه تا بفهمی تنوع یعنی چی [نیشخند] جون تو منم دبال تنوع می گشتم ولی الان به ... افتادم[شوخی]

مسیح

سلام یگانه جانن ممنون از همدریت

مریم

تنوع و اینکه آدم احساس کنه یه کاری رو که دوست داشته انجام داده خیلی خوبه... اما معمولا نمیشه به راحتی بهش رسید... برای داشتنش از انجام چیزایی که دوست داری شروع کن