مهر

بازم پاییز اومد و چه عجیبه که امسال از اون دلتنگی و گریه های گاه به گاهم خبری نیست. در جواب اینکه چرا امسال اومدن پاییز رو نفهمیدم و اینکه چرا حالم بد نیست،چی برای گفتن دارم جز تو!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

خيلی خيلی خوشحالم که اين جوری شده...اما گريه های گاه گاه و دلتنگی توی پاييز هم بعضی وقت ها بد نيست.بالاخره بعضی وقت ها همديگر رو نمی بينيد و دلتون برای هم تنگ می شه.اون وقته که شايد دونه دونه های اشک جاری بشه.

میر علی

سلام.....عزيزی شما رو معرفی کرد .....وبلاگتون مراد ماست.....ديديم...خونديم...لذت برديم....کمی از منظرهء حقيقت بيانديش......مولا فرمودند:خود را در معرض باد های پاييزی قرار دهيد چرا که......بيه اش رو در نهج البلاغه بخوانيد...بد نيست.......ليک....بايد تبريک گفت....چرا که از حالی به حالی بودن گويا در آمديد و به پايداری رسيده ايد......من از متن شما اين رو برداشت کردم.......که خوب گزاره ها رو تعريف کرده ....يعنی برداشت يکسان از متن توسط مخاطب...سر افراز ..سر بلند...سلامت باشيد...يا علی مدد

الهه بانو

سلام. يه کامنت يه جايی ازت خوندم خوشم اومد از سوالی که کرده بودی... زيرشعر : کار جهان جمله هيچ در هيچ است... جواب واست نوشتم! برو بخون بانو....

پریوش

سلام و صد سلام...شما و (تو)خوبيد که...خدارا شکر...خوشحالم که خوب و خوشيد...فعلا...خدانگهدار

حمید دادا

ابی بودن صفحات مارو از روزمرگی پاييز نجات داده.رمضان ۸۴ تکرار نميشه بشتاب!

جيران

خود پاييز هم دلگير است ... گويا !

محمد رضا

می بينم که حسابی سرتون شلوغه و ديگه ... ؛ ظاهرا مرخصی گرفتين که در تعطيلات وبلاگ نويسی به خونواده برسين... بابا خانواااااااده .....

paria

اميد وارم که تا آخرش چيزی واسه گفتن نداشته باشی جز اون:D

pedram

يگانه جانم ، زود قضاوت کرده ای .... اين خبرها هم نيست :) نيايش فقط يک دوست قديمی وبلاگی بود که از قضا دختر باهوشی هم دارد اما دخترش کوچکتر از آن است که توی من باشد !

مریم

چه حس قشنگی! شاید الان که میشناسمت احساساتت روهم بهتر می فهمم!