روزهای شیرین کودکی

 ramcal.jpg

آنت، بارباپاپا، رامکال، دختری به نام نل، بالتازار، خانواده دکتر ارنست و ...

کدوم یکی از ماها هست که این اسما یادش بره؟ شاید خیلی چیزا رو فراموش کردیم اما کارتونای بچگی با اون دنیای شیرین و رنگارنگ هیچ وقت فراموش شدنی نیستن.

این چند روزه چند تا از آهنگ ها و تیتراژای این کارتون ها رو پیدا کردم. می شینم و نگاه می کنم و غرق می شم توی دنیایی که حالا دیگه از من خیلی دوره و فقط خاطره اش مونده.اشک توی چشمام جمع می شه.

چند وقت پیش که آهنگ «علی کوچولو» رو شنیدم، نشستم و یه دل سیر گریه کردم.«علی کوچولو ... چه خوب و نازه ...»

دلم می خواد دوباره بچه بشم. می خوام صبح ساعت 10 بشینم و برنامه کودک شبکه 2 رو ببینم. دوست دارم تند تند کارای مدرسه رو انجام بدم تا با خیال راحت کارتونای شبکه 1 رو ببینم.لحظه هایی که می شد دراز کشید و با یه عالمه آدم و حیوون تماشایی توی خیال پرواز کرد.

وای که کاش می شد زمان رو برگردوند.

شاید اون موقع ها زندگی سخت تر بود. غم جنگ که هنوز تازه بود، صف هایی که باید برای خریدن هرچیزی، حتی شیر و سیگار، توش می ایستادیم و انگار تموم نشدنی بود، غصه اینکه مامان حلب روغن رو تنها می یاره خونه و دستای کوچیک ما نمی تونن کمکش کنن، کپسول گازی که باید پر می شد و هزار تا غصه دیگه که ما هم می خوردیم و برخلاف بچه های امروزی درکش می کردیم.

اما زندگی اون روزا چیزی داشت که دیگه الان وجود نداره.زندگی هامون شیرین بود. لذت می بردیم از همون امکانات کمی که برای بازی داشتیم. خبری از کامپیوتر و پلی استیشن و این حرفا نبود اما خوشحال بودیم . حالا هر وقت بچه های جدید رو می بینم تعجب می کنم که چرا هیچ وقت با این همه امکانات راضی نیستن.

کاش اون روزای شیرین تموم نشده بودن.

/ 10 نظر / 14 بازدید
مسیح

آی گفتی یگانه ساعت 5 بعدازظهر با هزار ارزو می نشستیم ژای تلویزیون تا یه ساعت فقط یه ساعت کارتون نگاه کنیم پت پستچی و مزرعه سبزیجات و مهاجران و ....

نسترن

اون روزها همه چیز رنگ و طعم واقعی خودش رو داشت.ما هم هنوز از کارتون دیدن اشباع نشده بودیم...[ماچ]

مسیح (ع)

سلام.نوشته خاطره انگیز و همزمان غم انگیزی بود. آدم می مونه که از دوران کودکیش راضی باشه یا ناراضی.ولی به هر حال فکر می کنم هرچی باشه چربش خاطرات خوب به خاطرات بد خیلی بیشتره.واسه همین هنوز از دیدن این تصاویر سر شوق میاییم. پ.ن:اگه مشید فرمت و فونت نوشته هات عوض بشه بد نمی شد.اینطور که به هم چسبیدن چشم آزاره!

سید عرفان

سلام من هم از دوران کودکی به اندازه کافی (نسبت به آن زمان) لذت بردم. ولی حاضر نیستم این راه آمده را دوباره برگردم. این را از ته دلم می‌گویم باور کن. وضع زمانه دو بار قابل دیدن نیست رو پس نکرد هر که از این خاکدان گذشت امیدوارم همیشه شاد و آرام باشید یا حق

نسترن

خاله یگانه ما با عکسای جدید و یه عالمه پر حرفی منتظرتیم.[ماچ]

یکی مثل همه

سلاااام جیگر بی معرفت !!! نمیدونی وقتی این پستتو خوندم چه حالی شدم یادش به خیر چه روزهایی بود ... چقدر حیف که دیگه تکرار نمیشه من و مهدی جمعه ها بعد از ناهار و اخبار دراز میکشیدیم جلو تلوزیون و واااای یادش به خیر ... [گل][زبان][بغل][چشمک][گل]

خانه دوست کجاست؟

سلام میشه آهنگهایی رو که گفتی برای دانلود بگذاری؟

نسترن

سلام یگانه جون هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم(گربه رو می گم)[نیشخند][ماچ][بغل]