تهران سرفه می کند

این روزا تهران و آدماش لحظه های بدی رو می گذرونن. قدم می ذاری توی خیابون وارد یه هاله سفید می شی که تمومی نداره و سرفه سرفه...

کلی آدم مردن توی این چند روزه که ۴٧ نفر تقریبا آمار رسمیشه. خدا عالمه که غیر رسمیش چقده.

روزنامه سیاست روز امروز تیتر زده بود:«هوا را از من بگیر،خودروی شخصی ام را نه!» خیلی پرمعنا بود. خودخواهیم خیلی. امروز که می اومدم سر کار و از جلوی دره فرحزاد همیشه تمیز که رد شدم و دیدم مثل همه جا پر از دوده، نگاهم افتاد به ماشین های دور و بر که همه تک سرنشین بودن. راستی چرا اینقدر خودخواهیم؟ مگه بقیه مردم که ماشین های عبوری و خطی و هزار جور ماشین دیگه به لطف تاکسیرانی! سوار می شن، آدم نیستن، به کارشون نمی رسن؟

این روزا که این دولت هیچ به فکر مردم نیست و توی این اوضاع وحشتناک که یه جلسه درست و حسابی هم تشکیل نمی ده، خودمون باید به فکر خودمون باشیم به خدا هوا حالش خوب نیست. ما هم!

* فکر کردم پست قبلی و آرزوها رو  بنویسم روی کاغد و همیشه نگه دارم . به درد روزای آخر عمر می خوره. فیلم «فهرست خداحافظی» The Bucket List، رو دیدین؟ دو تا پیرمرد که تصمیم می گیرن توی روزای آخر همه آرزوهاشون رو برآورده کنن. از مسابقه اتومبیل رانی تا سقوط آزاد. شاید منم این کارو کردم. اگر اجل مهلت داد!

* واسه پست قبلی «یه همکار» کامنت گذاشته بود. امیدوارم ایشون جزو اون آدمایی نباشن که دلم می خواد بدجور حسابشون رو برسم. کسایی که بدون داشتن دانش،مدرک و یا تجربه این کار و فقط با رابطه و خدای نکرده هزار چیز دیگه که توی مطبوعات کم نیست، دارن کار می کنن،حقوق های آنچنانی می گیرن و امر هم بهشون مشتبه شده که کاره ای هستن و شدن خبرنگار. اینطورام نیست!

کاش اینجور آدما که با اعتماد به نفس بالا و باور نکردنی!از مطلب هاشون تعریف می کنن،باشن و ببینن که لیدهای خنده دار و قلم پر از عیب و ایرادشون دست به دست می شه و عامل خنده و تفریح و البته بعدش افسوس ما که هر کسی راه پیدا کرده به مطبوعات.

من همیشه سوزن به خودم می زنم چون همه اون استادایی که من پیششون درس خوندم و یا توی روزنامه ازشون کار یاد گرفتم و شمای مثلا همکار خوابشون رو هم نمی تونین ببینین، بهم یاد دادن که هر وقت فکر کردی بهترین خبرنگاری ،همون جا با سر می خوری زمین. چون دست بالای دست توی این عالم زیاده.

 

/ 25 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

میگن هر کاری سواد مخصوص به خودشو میخواد دیگه...کاش وقتی کاری رو بلد نیستسم کنار بمونیم و بذاریم بلدها به کارشون برسن.... تازه این هوای پر دود وقتی دیگه خیلی ناراحت کننده میشه که یه ریه عفونت کرده و یه عالمه کار تو مرکز شهر داشته باشی[گریه] خوشحالم که به خودت مغرور نیستی و همیشه بهم کمکی[ماچ]

محمد

سلااااااام مطلب جالبی نوشتی روزهای زمستونتون گرم باشه[چشمک]

آرمان آریایی

سلام مجدد یگانه جان..بله قضیه وبلاگ مجید رضایی صخت داره اما بعضی ها معتقدند زندست و بدلیل مسائل امنیتی وبلاگش رو تعطیل کرده!...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

حسن

سلام خانم گل. لطفا مواظب خودتون باشین

حمید (ماورای تکواندو)

سلام وقتت بخیر[گل] اره تهران داره بد جر هواش آلوده میشه من آپ کردم خوشحال میشم بیاین $$$$$_______________________________$$$$$ __$$$$$$$$*_____________________,,$$$$$$$$* ___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$* ____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$ ______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$**** __________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,, _____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,, ____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$ ___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,, _,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',, *____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____* ______,;$*$,$$**'____________**'$$***,, ____,;'*___'_.*__________________*___ '*,, ,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,, در پناه حق[گل]

سلاله

سلام يگانه جونم .... خوبي عزيزم نيستي ؟ كجايي؟ به روزم و منتظر فكر ميكنم از اين پست حسابي جا بخوري . راستي يه سوال از فضولي دارم خفه ميشم قضيه مجيد رضايي چيه ؟ اين بنده خدا كي هست ؟ منتظرتم . يا علي [گل]

علی منفرد

ای آمده از عالم روحانی تفت ,,, حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت کین سبزه که امروز تماشاگه توست ,,, فردا همه از خاک تو برخواهد رست

محسن داودی

مدتهاست در این خانه ی به اصطلاح مجازی به امید نقد و نظری از تو که مخاطبم هستی برایت نوشته ام . نوشته ام و آمدی - لطف کردی البته - نظر دادی ، نقد کردی ، دلگرمی دادی و نقص هایم را به من گوشزد کردی که با تو توانستم این سالها را دوام بیاورم و این در خاطرم خواهد ماند که اگر رشدی هم بوده همه مدیون راهنمایی های توست . حال پس از گذشت این مدت دوستانی چون جان عزیز تصمیم دارند با ما یگانه باش را در یک محیط غیر مجازی تحلیل کنند . از تو نیز که در این مدت مخاطب وبلاگم بودی دعوت می شود که در این عصر زمستانی با ما همراه باشی و به همراه دیگر دوستان به کم و کاستی ها یا احیانا نقاط مثبت این وبلاگ بپردازی . پس میهمان ما باش ------------------------------------------- زمان : یکشنبه ٢٢/١٠/١٣٨٧ خورشیدی ساعت : ١٧ الی ١٩ مکان : خیابان سید جمال الدین اسد آبادی ( یوسف آباد ) - خیابان ٢١ - بوستان شفق -فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب

مسلمان

کاملا با تو موافقم.واقعا ما در حق علی ظلم میکنیم.آخه علی این قدر زبون بوده که چند تا عرب دور گردنش طناب بندازن؟زنشو بکشن و هیچی نگن؟ متاسفانه همه از وبلاگ من بد برداشت کردن...