شادی؟!

سلام!

اینقدر غیبت داشتم و نامنظم نوشتم که می ترسم دوستای خوبم منو از یاد برده باشن.

بالاخره ما به جرگه پر سرعت ها پیوستیم تا دیگه اینترنت ذغالی کلافه مون نکنه. شاید از این به بعد فعال تر بودم. شاید!

مدتی قبل این شعر رو خوندم. خیلی دوستش دارم. شاید شما هم دوست داشته باشین:

طفلی به نام شادی، دیری است گم شده است

 با چشمهای آبی براق با گیسویی بلند به بالای آرزو

هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر

این هم نشان ما یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

*شفیعی کدکنی

/ 3 نظر / 8 بازدید
لیدی ویلدا رین بو

خب حالا دوستای جدید نمیخوای؟؟؟؟؟؟ااااااا این دخمله که گمشده من شاید بشناسم عروسکم اینجوریا بود......[گل]