پرواز دروغ بود

پریدن دروغ بود.. پریدنی در کار نبود..

بال های پرنده را چیدند، قفس نو برایش ساختند  .. فکر می کرد پریدن چیزی است شبیه پرش های کوتاه قفس...

پرنده خودش را به میله های قفس می کوبید، زخم می زد به تنش و دلش برای لاک پشتی تنگ می شد که رفت تا پرنده پرواز را از یاد نبرد...

 

 

/ 5 نظر / 16 بازدید
علی منفرد

سلام یاد اون روزا بخیر، یاد این نوشته ها، یاد این سماع نیست، سرگیجه ایست، بهرحال خواستم باز این اطراف باشم.

الهه

دنیا فلسفش همینه دیگه!بالاخره باید تجربه اش کرد..[گل]

ونوس

بیخود نبود سقراط می گفت "زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد". پشت این سخن این است که ما در زندان افکار دیگران گرفتاریم و یک روز باید این جسارت را بخرج دهیم و یک بازبینی جدی انجام دهیم. متاسفانه تمام جهان بینی ما را دیگران و رفتارهایشان در همان کودکی جهت دهی میکنند و وقتی به عقل و شعور رسیدیم بر اساس آن چیزی که دیگران در ذهن و روان ما کاشته اند زندگی خود را ادامه می دهیم.

الهه

گر نهادی تاج قرآنی به سر،یا نهادی سر به سجده تا سحر دل شکست و آمد اشک بصر زیر لب آهسته نامم را ببر