شمعی به یاد 5 سالگی خاموش شد

۵ ساله شدیم. وبلاگ و منِ وبلاگی. ۵ سال را توی دهنم مزه مزه می کنم. اولش کمه،‌ساده است اما بعد یادم می آید چه روزایی رو پای کامپیوتر گذروندم تا وبلاگ بخونم، با دیدن کامنتای دوستام دلم گرم بشه و برم دل نوشته هاشون رو بخونم . می بینم که نه ۵ سال کم نیست، ساده نیست.

۵ سال فاصله یگانه ٢٣ ساله است با یگانه ٢٨ ساله. یگانه ای که دانشگاهش را اینجا تمام کرد، خبرنگار شد و ازدواج کرد و همه این روزها را اینجا ثبت کرد. با اشاره و بی اشاره.

این ۵ سال روزهای خوب و بد زندگی رو با وبلاگ و دوستای مجازیم شریک شدم. دوستایی که گاهی از هرکس دیگه خودم رو بهشون نزدیک تر احساس کردم. هرچند که هیچ کدومشون رو ندیدم.

اینجا رو دوست دارم. خیلی و شاید برای همینه که هروقت به اینترنت وصل می شم اولین جایی که می بینم و چک می کنم، وبلاگمه. دوستش دارم چون لازم نیست خیلی چیزا رو به روم نیارم و شکایت نکنم،چون لازم نیست ذوق کردنم رو از خیلی چیزا با شرم پنهان کنم. چون می تونم هر وقت بخوام با آرشیوش به سال های گذشته زندگیم سفر کنم و اون روزا رو جلوی چشمام ببینم. زنده و تازه.کاری که با خود زندگی نمی شه کرد.شاید برای همین هیچ وقت دلم نیومد مهر تعطیل بهش بزنم و بی خیالش بشم.حتی حالا که یه کم بی پرده نوشتن اینجا برام سخت شده و همه چی باید از یه فیلتر کوچیک بگذره. یه خود سانسوری که این دفعه چندان هم عذاب آور نیست.(خبرنگاری که واسه یه بارم شده از سانسور بدش نمی  یاد!)

اینجا یه خاطره خوش و همزمان تلخ هم برام داره که برای همیشه گوشه دلم باقی می مونه. یه دوره گذار مثل خواب، مثل یه رویا، مثل یه خاطره!

تا به حال برای سالگرد وبلاگم چیزی ننوشته بودم اما دیدم ۵ یه عدد خاصه. یه دوره است.تموم شدن ۵ ساله اول و آغاز ۵ ساله دوم. یعنی تا ۵ سال دیگه اینجا می نویسم؟ اون روزا چه شکلین؟ قراره از چی بنویسم؟ کجا خواهم بود؟ دوستام چی می شن؟

نمی دونم و لطف زندگی به همینه.

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید

سلام وبلاگ جالبی دارید ... موفق و سربلند باشید [گل]

زینب

یگانه عزیز سلام. 5 ساله شدن وبلاگت رو تبریک می گم و همینطور تمام اتفاق های خوبی رو که در این مدت براتون افتاده! امیدوارم 5 ساله دوم خیلی بهتر باشه. امروز خوندن آرشیوتون تموم شد. همه رو خوندم. خوشم اومد. باز هم میام. [گل]

فرناز

سلام دوست من مرسی که به وبلاگم سر زدی راستی اگه از وبلاگم خوشت اومده و میخوای خوشحالم کنی یه سر به پست قبلی وبلاگم بزن و تو مسابقه ای که شرحشو دادم بهم رای بده چیزی به پایان زمان رای گیری وبلاگم نمونده مرسی منتظرتم

خانه ای ساخته ام پر عشق

سلام خانووم گل به سلامتی عزیزم انشاالله وبلاگت 50 ساله بشه و خودت 150 ساله [گل][ماچ] انشااله 5 سال دوم همش پر از شادی باشه و سلامتی و زیارت و .... مواظب خودت و آرزوهات باش جیگملم [ماچ][زبان][گل]

آزاده

اميدوارم 500 ساله بشي مادررررررررررررررررررر جان

محسن داودی

وای من دیر رسیدم . بازم دیر رسیدم . ببخش منو یگانه خانم . به هر حال روزگار جالبی داره این وبلاگ نویسی و نگاه می کنی میبینی اوههههههههه چقدر ازش گذشت و چقدر خاطره ی ریز و درشت و .. به هر حال من یکی از دوستان قدیمی این وبلاگ هستم و به خودمم تبریک میگم که دوستی دارم که 5 سال هست که دارم کاراشو می خونم و هنوز به جایی نرسیدم که بگم خب دیگه یگانه هم چیزی برای گفتن نداره .. چرا که هنوز این وبلاگ برای خود حرف دارد که بزند . 5 سالگیت مبارک خانم یگانه خانم که به خاطر اسم خودت با وبلاگ من که با ما یگانه باش هست آشنا شدی ... به همسر هم سلام مخصوص برسان

مریم

مرسي از لطفت عزيزم!اميدوارم به زودي جا به جا هم بشي و با خيال راحت بتونيم هم رو ببينيم![بغل] بالاخره تنبلي دست از سرم برداشت![چشمک]

حسین

سلام یگانه ی عزیز پنج سالگی وبلاگت رو تبریک میگم انشالله از اونجایی که به قول شما پنج یه عدد خاص وبلاگتون پنجاه ساله بشه ! به امید فرداهایی بهتر و روشنتر [گل]

نسترن

سلام یگانه جونم خیلی خیلی تبریک می گم.دقیقا دلیل منم برا تعطیل نکردم وبلاگم همیناییه که گفتی...راستی خونه شیک و جدید هم مبارک[ماچ]

مسیح(ع)

تبریک ! پاینده باشی