ایستادن لبه ماه

پی محالات بوده ام همیشه.. 

محال تر از ایستادن لبه ماه و تماشای زمین سراغ داری؟ من هزار بار به این محال فکر کرده ام و از تصورش لبخند زده ام ... حالا که خودمانیم بگویم که آرزویش کرده ام...

ذهنم پر از محالاتی است که انگار از ایستادن لبه ماه دورتر و دست نیافتنی ترند...دارم محال می شوم کم کم.. دوست دارم دراز بکشم روی زمین ناکجا آبادی که ندانم چطور راه به آن پیدا کرده ام.. دراز بکشم زیر آسمان بی نشان و بی ستاره اش و محال شوم...

شاید آن وقت محال ها رهایم کنند....

/ 1 نظر / 9 بازدید
نسیم

قربونت برم که اینقدر زیبا می نویسی عزیزم