نوستالژی نمایشگاه کتاب

از وقتی که نمایشگاه کتاب از نمایشگاه بین المللی کوچ کرده و ساکن مصلی شده، سری به این گردهمایی نزدم. حس نوستالژیکی که همیشه با شنیدن اسم نمایشگاه کتاب به ذهنم می رسه اجازه نمی ده خودم رو توی شلوغی بی محابای جایی رها کنم که قرار بوده یه چیز دیگه باشه و حالا شده نمایشگاه. جایی که برای نمایشگاه بودن ساخته نشده. تعجب می کنم چطور توی شبستان باید رفت و کتاب خرید. تا جایی که می دونم شبستان کارکرد دیگه ای داشته.

نمایشگاه کتاب و کنارش نمایشگاه مطبوعاتی که دیگه اثری ازش نیست، جون می داد واسه یه روز دو روز گشتن و از خستگی از پا در اومدن. گاهی نشستن زیر درختای بلند و بستنی و سیب زمینی سرخ کرده خوردن. جایی که برنامه های انتشارات و روزنامه های مختلف رو زیر و رو می کردیم تا ببینیم کدوم نویسنده یا روزنامه نگار معروف قراره مهمونشون باشه و خودمونو جا کنیم وسط جمعیتی که توی یه گله جا جمع می شدن.

بگذریم اینم دیگه شده جزئی از خاطره ها. اما برای شما که مثل من اینقدر لجباز نیستین و به نمایشگاه سر می زنین، به قول قدیمی ها جساراتا چند تا پیشنهاد کتابی دارم.

اگه یادتون باشه کتابایی که می خوندم و دوست داشتم اینجا می نوشتم. اینم همونه. یه پیشنهاد دوستانه.

اول از همه «یک درخت، یک صخره، یک ابر» ترجمه حسین افشار و متعلق به نشر مرکز. اگر داستان کوتاه دوست دارین این کتابو از دست ندین. مجموعه ای از بهترین داستان های کوتاه دو قرن اخیره. با داستان هایی از نویسنده هایی مثل گوگول، کافکا، فکنر، ویرجینیا ولف، همینگوی، ملویل، هاینریش بل و ... من الان دارم می خونمش و غرق در لذت این کتابم.

کتاب دیگه ای که این مدت خوندم و خیلی دوست داشتم «به هادس خوش آمدید» بلقیس سلیمانی و مال نشر چشمه است. اگه کتابای قبلی سلیمانی رو خونده باشید می دونین که سبکش چه جوریه. داستان زنایی از نسل بعد از انقلاب.

«من او را دوست داشتم» دومین کار آنا گاوالدا با ترجمه الهام دارچینیان هم خیلی عالی بود. نشر قطره این کتابو داده و واقعا خوبه.داستانی درباره خیانت که توی یه گفت و گوی طولانی روایت می شه.

سری کارای جومپا لاهیری هم عالیه. من ترجمه امیر مهدی حقیقت رو بیشتر دوست داشتم که نشر ماهی چاپش کرده. خیلی روان تره و به دل می شینه. یه جورایی شبیه ترجمه پریسا سلیمان زاده و زیبا گنجی از کتابای خالد حسینی. البته اگه ترجمه گلی امامی رو دوست دارین هم خوبه. جومپا لاهیری با کتاباش شما رو غرق می کنه و اگه تا حالا نخوندین حتما سراغ «خاک غریب»، «همنام» و « مترجم دردها» برید.

یه کتاب نسبتا قدیمی هم خوندم. کتاب «دختر بخت» نوشته ایزابل آلنده و با ترجمه اسدالله امرایی و مال کتابسرای تندیس.اول به نظر میاد داستان اصلی یه ماجرای عاشقانه است اما در واقع ساخته شدن آمریکا رو روایت می کنه. تب طلا و ساخته شدن یه کشوری که حالا قدرتمنده.

آهان کتاب «نان آن سال ها» نوشته هاینریش بل هم عالیه. اگه ترجمه سیامک گلشیری پیدا کنید که عالیه. با ترجمه محمد اسماعیل زاده هم با نام «نان سال های جوانی» چاپ شده. اونم خوب بود اما به پای ترجمه گلشیری نمی رسه.

از نویسنده های جدید هم کتاب «یوسف آباد خیابان سی و سوم» واقعا عالیه. نویسنده اش، سینا دادخواه، خیلی جوونه و قلمش عالیه. این کتابم نشر چشمه چاپ کرده.

اینم از پیشنهادهای من. ببخشید فضولی کردم در سبد خریدتون. اما دلم نمیاد یه کتاب خوب بخونم و به شما نگم....

پ.ن: از دوتا دوستای خوبمون خبر ندارم. م. آزاد در وبلاگ نظر بازی که وبلاگش فیلتر شده و سمیه نویسنده وبلاگ هم بازی که نمی دونم چرا دیگه ننوشت. شعراش همیشه برای من مثل نوشیدن آب گوارا بود. بچه ها یه خبری از خودتون بدین

 

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(سلام بر زندگی)

سلام یگانه مهربون خوبی؟ عصر آدینه ات بخیر ایول به تو که کلی راهنمایی به دوستات دادی تا بتونند کتابهای پر محتوا و ارزشمند را انتخاب کنند مرسی از حسن تو جه شما به مقوله کتاب و کتابخوانی . در مورد مکان نمایشگاه هم کاملا موافقم دوست خوبم[فرشته][لبخند]

راحله

سلام یگانه جونم.خوبی؟ چه خبرا؟ تو هم نرفتی نمایشگاه!! آخرشم نرفتما!!!‌کتابارو ز انقلاب می خرم بالاخره!!! در نهایت تسلیم شدم و وبمو آپ کردم!!!

نسیم

سلام دوست خوبم....عجب وبلاگی داشتی ها...بهت لینک دادم...بیا بهم سر بزن

مسیح

منم نمایشگاه نرفتم از بین کتابها معرفی شده ام یه درخت، یه صخره، یه ابر را نخوندم ولی مابقی رو خوندم و بگم که یوسف اباد خیابان سی و سوم به نظرم جالب نیومد خب تفاوقت سلیقه همینه دیگه اما چومپا لاهیریعالیه نوشته هاش

الهه

سلام یگانه جون..دلم برات تنگ شده بود..خوبی عزیزم؟ من کتابای خوبو معمولا از دوستام میگیرم میخونم اگه خوشم اومد,میخرمش/خلاصه از راهنماییای خوبت ممنونم..ضمناآپم گلم[گل]

علی منفرد

آمده‌ام که سر نهم ... سلام یه دوستی بهم گفت یکی از شخصیت‌های کتاب شبیه من می‌مونه و کمی هم نگارش کتاب هم شبیه نوشته‌های منه یا شاید هم من مثل اون شخصیتم و نوشته هام شبیه او کتاب . اما من که نخوندمش (یوسف‌آباد خ23ام) رو می‌گم .

آرمان آریایی

سلام..تنبل شدی دیر به دیر آپ میکنیا...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

شهریار یار

درود بر يگانه منجيه عالم وبلاگ نويسي اين اساتيد محترم ما اينقدر سمينار و خلاصه كتاب براي ما رديف كرده بودن كه واقعا يه مدت از كتاب بيزار شده بودم هفته اي 5 تا خلاصه كتاب و تحقيق و ارائه ... قرتي بازي هاي ديگه...

الهه

سلام یگانه جون..خوبی ؟ کم پیدایی؟ منتظر مطلب جدیدتم..شاد و سلانت باشی[ماچ]