ساحل من

پس از سفرهای بسیار،

عبور از فراز و فرود امواج ِ طوفان خیز،

بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم

.

بادبان برچینم، پارو وانهم، سکان رها کنم،

به خلوت لنگرگاهت در آیم

و در کنارت پهلو بگیرم

.

آغوشت را باز یابم

و استواری امن ِ زمین را زیر پای خویش

!

 

 

*

مارگوت بیگل

 

 

*  بعد از يه ماه و خرده ای دوری از وبلاگ و نت و اين حرفا، سلام به همتون. دلم براتون تنگ شده بود. اينم نوشتم که فکر نکنين يه موقع نيستم و مردم و اينا...

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سلام يگانه عزيز من از بيکل شعری نخونده بودم به هر حال ابديتم ومنتظرت قعلا بای

hichki

سلام برگشتت مبارک دل من جوش خورد..الهی که کشتيت به گل نشينه..من اپ شدم..منتظرتم

نسترن

سلام يگانه ی عزيز و مهربون دلم خيلی برات تنگ شده اميدوارم اين هفته همراه يار صميمی و همکار ما بيای دفتر.

parsa_2535

با تو از سخاوت دستان باد گفتم ... با تو از سایه سار جلوۀ دریا گفتم ... با تو از نور ... باتو از دلتنگی و انتظار ..با تو از من ...با تو از تو ... ! با من از تکرار گفتی ... با من از خاک ... با من از نجوای باران ... با من از من ...! با تو از جنون گفتم ... با من دیوانگی دل ... با تو از عرش ... با تو از قصه تنهایی ... با من از یکی شدن ... با من از ..... تکرار ی سرد.....! و تو آمدی بی خبر ... بی هیچ پیغامی از بودن ها ... ! و من آمده ام از سخاوت کلامت .... با سیبی در دست که بتوان هدیه ای باشد از من .... آری سیب از تو .. دست از من ... ~ گریه از تو ... چشم از من ...~

پریوش

سلام؛منم دلم برات تنگ شده..منم خيلی کم ميام نت...خوب...خوب هستی که انشاالله...دوست دارم خبرهای خوش خوش ازتون بشنوم.........ارزوی شاديتو دارم...از ته ته ته دلم............

parsa_2535

چه خاليم وقتي در كنارم نيستي ....~ چه بي‏قرارم وقتي كه ندارمت....~ چه بي‏تابي مي‏كنم وقتي كه وعده ديدارت، دور است ...~ مي‏گذرد؛ لحظه به لحظه، نفس به نفس شمارش مي‏كنم؛ طاقت ‏فرسا.... سرد مي‏شوم... من با شماره‏ها گم مي‏شويم... خيالی نهفته است، پشت اين نگاه؛ و آينده‌ای پشت اين لحظه؛ و خاطره‌ای پشت فراموشی؛ و فريادی پشت اين سکوت؛ و آرزويی پشت اين کلام...~ و باز هم بازی زمان ... و باز هم میگذرد زمانهایی که دیگر نیستی . و من ندارمت ... ~

parsa_2535

شمارش معکوس آغاز میشود ... برای نداشتنت تمام خستگی راه را بر پاهای خسته ام حس میکنم ... که قرار است دیگر نداشته باشمت .... من با شمارش ها گم میشوم .... من با شمارش معکوس گم میشوم ... و تو میروی ... و من میمانم .... طاقت فرسا تر میشود با هر شمارشی که خون در رگانم منجمد میشود .. و دستانم سرد تر و سرد تر و سرد تر ... تا که از رمق بیوفتد قلبی که هر لحظه برای تو می تپید ...که روزی آرزویم بودی و من بی تو خواهم مرد .... دیگر خسته ام از این همه هفته ، که هفت روز دارد ... و خسته تر از خاکی که روزی مرا در آغوش خواهد کشید .... ~ و من بی تو خواب اطلسی ها را خواهم دید ، و من بی تو به خواب عمیق نبودن ها خواهم رفت ... تا که شاید یک بار دیگر خوابت را ببینم ... و این تنها یک آرزوی شیرین بود برای تمام عمر ... و یک بار خواب دیدن تو باز هم به تمام عمر می ارزد ... ~

سلاله

سلام به يگانه خانوم گل! خوبی؟ قشنگ بود. دلت هميشه محکم و استوار. در پناه حق باشی.

nous

از نظر و گذرتان سپاس./خوش باشید.

Solh

بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان در دفاع از زندانیان زندان رجایی شهر به پیشگاه وجدانهای بیدار و بشریت مترقی و سازمانهای حقوق بشری و شخصیتهای بشردوست جهان!! جمهوری اسلامی در هشتمین هفته اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به جای بررسی خواسته های آنان زندانیان را به بندهایی با شرایط سخت تر منتقل کرده است. بسیاری از آنها به دلیل شکنجه دچار نقص عضو شده اند. زندانیان سیاسی افشين با ايمانی ، ولی الله فيض مهدوی ، اميرحسين حشمت ساران ، ارژنگ داودی ، ياسر مجيدی ، حيدر نوری ، حجت زمانی ، اسد شقاقی ، بهروز جاويد تهرانی ، مهرداد لهراسبی و عليرضا کرم خيرآبادی در اعتراض به رفتار غیر انسانی جمهوری اسلامی با زندانیان دست به اعتصاب غذا زده اند و خواهان بررسی زندانهای توسط یک کمیته حقیقت یاب بین المللی هستند. ما جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی بار دیگر توجه و نظر تمامی سازمانهای حقوق بشری و تمامی کوشندگان راه آزادی را به نقض گسترده حقوق کلیه زندانیان و به حمایت از خواسته های این زندانیان فرا میخوانیم لطفا با امضای این پتیشن حمایت خود را از زندانیان سیاسی اعلام دارید http://new.petitiononline.com/RI5167/petition.html