خسته ام. خيلی خسته. از همه چی و به خصوص آدمها بدم مياد.

نمی دونم چرا بعضی ها فکر می کنن و به خودشون اين اجازه رو می دن که در ازای کاری که برای آدم می کنن يا از سوء استفاده کنن. چرا قدر اعتمادی رو که بهشون می کنيم نمی دونن.

ذهن من در مورد خيلی آدما خراب شد. ديگه فهميدم که اعتماد کردن اصلا کار خوبی نيست و آدمو تباه می کنه.

کسايی که باعث شدن من از دنبال کردن راهم ، کارم و عشقم بهش دلسرد بشم و اصلا رهاش کنم. از همشون متنفرم.

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
!!!MAJENTA

سلام... اعتماد ؟؟؟ چه کلمه ی قشنگی! جاری باشيد!!!

Sina

یگانه .... ؟؟؟؟؟ این حرفا چیه .... عجب ! اتفاقاتی افتاده ؟ میبینم که دوست مهربون من که برای من کلی حرفای قشنگ مینوشت اینجا حرف از تنفر میزنه .... حیف که من حرفای قشنگ بلد نیستم ... حرفایی که مثل حرفای خودت آرامش بخش باشه .... شرمندتم ... ولی یگانه .... ! بگذریم ... چون این نیزبگذرد ....

هیچکی

سلام......اپديت شد منتظرتم..........منتظر

farinaz

سلام عزيزم ببخشيد يه مدت سر نزدم ولی الآن دارم يکی يکی مطالبی رو که نخوندم ميخونم. متاسفم که خسته و ناراحت هم هستی. دوستت دارم. فری ناز