شهر من، من به تو می اندیشم

"تهران خراب شده"،"مرده شور این شهرو ببره"، "اینجام جاست". 

نمی دونم... دست خودم نیست. وقتی همچین جمله هایی می شنوم دلم می گیره. واسه تهران. واسه شهرم.

من اهل تهرانم. بچه تهرانم.جد در جدم تهرانی بودن. به قول سینا دادخواه توی کتاب "یوسف آباد خیابان سی و سوم"، تهران توی خون منه. شاید برای همینه برام مثل یه موجود جونداره که دلش از این همه بی رحمی ما می گیره. گاهی فکر می کنم گریه هم می کنه. 

حرفی نیست... ترافیک دیوانه مون کرده، خونه های در هم و برهم و کوچه های کج و کوله حتی من عاشق تهران رو هم دلزده می کنه. وقتی از بالای برج میلاد به شهرم نگاه کردم چشمم خسته شد از این همه زشتی آشکار. 

اما تقصیر تهران چیه؟ تقصیر خاکش، زمینش چیه. خاکی که دامنگیره. مهربونه. 

تهران ما، یه روزی شهره بود به هوای خوب و باغ های پر درختش که حالا شدن عکس روی دیوار تک و توک عکاسخونه های قدیمی شهر و کتاب های مثلا تهران شناسی.

شهر ما یه وقتی اینقدر پاک بود که وای میستادی وسط میدون ارگ و البرز رو می دیدی که وایساده پشت شهر. عین کوه!

شهر ما تا همین چند سال پیش میدون توپخونه ای داشت با یه ساعت زنگ دار بزرگ و قشنگ که صدای زنگش توی هر ساعت خاطره بچگی های منه. می شد توی شمرونش یه نفس عمیق هوای پاک کشید.

حالا تهران من زیر بار این همه مهاجرت، آدمایی که افتادن به جونش به طمع ملک و برج و مجتمع تجاری، کمر خم کرده.

این دود ماشین های ماست که تهران رو داره خفه می کنه و به سرفه اش انداخته. دستای بی رحم ماست که درختای شهرمون رو کشته و حالا تهران براشون عزاداره.تازه باید این همه فجش و بد و بیراه رو هم به جون بخره و دم نزنه. چه تحملی داری تهران. 

تهران من روزی خیلی قشنگ بوده، هنوزم قشنگه. تهران من زیباترین شهر دنیاست. اگه ما بذاریم.

 

/ 12 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

سلام عزیزم ..خوبی ؟خوشی؟ ممنون که سر زدی؟ امیدوارم تابستون نازی رو پشت سر گذاشته باشی وحسابی خوش گذشته باشه. ..دوووست دارم.. [گل][گل][گل][گل][گل]

م.آزاد

جایی متنی می خوندم به این مضمون که تهران زنی ست زیبا رو که بیکینی پوشیده و داره سیگار می کشه.ولی وقتی می ری و می شینی و باهاش هم صحبت می شی ز حماقت و بلاهتش حالت بد میشه.

الهه

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی[گل]

مهران

داستان مردان کوچک و کارهای بزرگ رو شنیدی؟داستان مدیریت شهری ماست که حالا تهران و ... به این روز افتادن به روزم بهم سربزن

الهه

یگانه ی عزیزم حالش خوبه؟؟[ماچ]

مهران

سلام.کجاییی؟ بهم سر بزن

شهین غمگسار

من تهران رو تنها برای قدم زدن و تئاتر دیدن دوست دارم نه برای زندگی

راحله

سلام به یگانه جون. احوالاتت چطوریاس...!؟ تهران تهرانه ما آدما عوض شدیم... فیلم 28 هفته بعد رو دیدی؟ مثل اون ویروسم ما میریزیم سر شهر و داغونش می کنیم و میریم سراغ شهر بعدی... به احوالاتمون که نگاه می کنم از آدما از نوع خودمون وحشت می کنم... فک کنم ترسناک ترین موجودات خودمونیم... خراب کار...

راحله

سلام به یگانه جون. احوالاتت چطوریاس...!؟ تهران تهرانه ما آدما عوض شدیم... فیلم 28 هفته بعد رو دیدی؟ مثل اون ویروسم ما میریزیم سر شهر و داغونش می کنیم و میریم سراغ شهر بعدی... به احوالاتمون که نگاه می کنم از آدما از نوع خودمون وحشت می کنم... فک کنم ترسناک ترین موجودات خودمونیم... خراب کار...

احمدرضا غنی

تهران قشنگ بوده؛ خیلی قشنگ. اینو از روی همون کتابای مثلا تهران شناسی و از روی تابلو های روی دیوار کافه ها فهمیدم. اما وقتی که بیرون رو نگاه می کردم زیبایی ای نبود. بیشتر شبیه شهر کمونیست ها بود تا یه کلان شهر زندهء اسلامی. همه جا بلوک های سیمانی خاکستری رنگ. همه جا مرده. شاید تنها رنگ سبز شهرم، به جز درختکاری های بی جا، رنگ سبز نیروی انتظامی بوده. خبری از اون خونهِ سبزی که خسرو شکیبایی می گفت نبود. اون دوران الان البته دیگه گذشته. شهرم دیگه به اون زشتی های قبل هم نیست. زیبا شده تهرانم. اگرچه پاریس یا لندن هم نیست اما دیگه می تونم ادعا کنم که رنگ شهرم خاکستری نیست حتی اگه هنوز پردود باشه. ولی خوشحالم که شهرم حتی اگه به اندازه ذره ای، ولی زیبا شده...