کمی منطقی

بالاخره شهلا جاهد اعدام شد. صبحم با این خبر شروع شد و البته با تفسیرهایی که همراهش بود. تفسیرهایی که بیشتر احساسی بودن.

بیشتر نوشته بودن که نباید این اتفاق می افتاد، نباید اعدام می شد، باید بخشیده می شد و طبق معمول البته قضیه به جریان هایی وصل شد که به نظرم خیلی مربوط نبود.

من هم دلم برای شهلا سوخت. به عنوان یک آدم. کسی که می تونست زندگی بهتری داشته باشه و عمرش رو پای عشق یک مرد زن دار نریزه که مجبور بشه به خاطرش یه زن بیگناه رو بکشه و بچه هاش رو بی مادر کنه.

شهلا روزای اول آنقدر دقیق تمام جزئیات قتل رو بازسازی کرد که جای شکی باقی نموند. حتی تشک رو برگردوند و لکه خونی رو نشون داد که پلیس ها ندیده بودن. گفت که خودش تشک رو برگردونده بود.

البته وکیلش مطمئن بود که همدستی داشته که هیچ وقت نخواست نامش رو فاش کنه. هرچند که به نظر من همدست اصلی ناصر محمدخانی بود که به دلیل قانون مردسالارانه ما هیچ وقت پای میز محاکمه کشیده نمی شه. مردی که یک زن دیگه رو وارد زندگیش کرد و بعدش هم هیچ حمایتی ازش نکرد.

این عاقبت صیغه و وارد شدن به زندگی خانوادگی یه نفر دیگه است.

به نظر من هم باید محمدخانی محاکمه می شد، به نظر من هم شهلا قربانی نیت پلید این مرد شده بود اما نمی تونم حتی یه لحظه خودم رو جای بچه های لاله سحرخیزان بذارم که از مدرسه اومدن و بدن پاره پاره مادرشون رو دیدن.

به نظر شما این صحنه از ذهن اون بچه ها پاک می شه؟ من که بعید می دونم.

شاید اعدم به این شیوه خوب نباشه، شاید بخشش توصیه شده باشه اما اون بچه ها دیگه هیچ وقت مادرشون رو به دست نمیارن و مجبورن تا آخر عمر با کابوس اون روز سر کنند. شهلا و همدستش ، هر کی که بود، فقط یه نفر رو نکشتن. اونا روح اون بچه ها رو کشتن، بهشون توی کمترین سن بدترین ناراحتی ها رو تحمیل کردن، پدر و مادر لاله رو داغدار کردن و یک خانواده به همین راحتی از هم پاشید.

مطمئنا اون مادر با اعدام شهلا زنده نمی شه ولی نمی شه توقع داشت بچه های لاله بنشینن و ببینن کسی که وارد زندگیشون شده و مادرشون رو گرفته خیلی راحت بهز ندگیش ادامه بده. کسی که به خودش حق داده جون مادرشون رو بگیره.

اتفاقی که می تونست نیفته. آدم مسئول تمام کارهای خودشه. نمی خوام قضاوت کنم که شهلا چرا این کارو کرد. اون رفته و نیاز به آرامش و آمرزش داره. اما می خوام بدونم اون لحظه به بچه های این زن فکر کرد؟ اینکه نعمت زندگی رو از یه زن، از یه مادر می گیره که جون بچه هاش بهش بنده.

شاید بد نباشه اینطور وقتا یه کم عاقلانه فکر کنیم و با احساسات حق و حقوق دیگران رو نادیده نگیریم.

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام عزیز دلم! وای که چقدر دلم برای وبلاگت و خودت تنگ شده بود قربونت برم[ماچ]

راحله

سلام. خوبی یگانه جون؟ می بینم که بعله!‌ بحثای قشنگ قشنگ می کنی!‌ راستیتش من نظر خاصی ندارم راجع به این موضوع و البته باهات موافقم که خیلی از قوانین ما به نفع مرداست مثل خیلی چیزای دیگه توی مملکت و این دردناکه... اونوقت که بگن عدالت و برابری و مساوات هر مسلمون.... آدم خیلی وقتا به خیلی چیزا شک می کنه واقعاً...... خدا بیامرزدش.... راستی قالب رو که خیلی وقت پیش عوض کرده بودم گلم!

حنارود

سلام دستورتان اجابت شد واژه های تلخ در جام تهی ریخته شد ممنونم که به من سر میزنید

سهم من

پست جدید رو نوشتم و منتظرت هستم .

علي منفرد

امده ام كه سر نهم ... سلام به قول حسين جان بناهي( عربي ) : مهمانان بي دردسري هستند مردكان( عربي) ...

علي منفرد

امده ام كه سر نهم ... سلام به قول حسين جان بناهي( عربي ) : مهمانان بي دردسري هستند مردكان( عربي) ...

pardis

قشنك و جامع بود

شهریار یار

به قول خلخالیه جانی که ازش پرسیده بودن بعضی ها رو حکم اعدام دادی بی گناه بودند .. گفته بود خوب اگه بی گناه بودند که میرن تو بهشت ... کاملا منطقی بود صحبتهاتون

هم بازی

حقوق دیگران...! وقتی زنی بی گناه به دست شوهرش کشته می شه و خانواده دختر برای اینکه نمیخوان از خون دختر بی گناهشون که با وضع فجیعی به قتل رسیده بگذرن و مجبور می شن خونه شونو بفروشون برای پرداخت دیه قصاص مرد قاتل به دولت...، میشه نهایت قانون مردسالارانه رو حس کرد. دلم می خواد به گوش دنیا برسونم ...

نسیم

یگانه جان باهات موفقم...به خصوص این بخشش که مانیفست اخلاقیت رو هم الصاق کرده بودی:"این عاقبت صیغه و وارد شدن به زندگی خانوادگی یه نفر دیگه است."!!!!!!!!