مسافرم...

توی عید چند روز مهمون امام رضا بودیم. حالا و چند روز دیگه... هنوز باورم نمی شه. حتی حالا که تند تند دارم کارای مجله رو سر و سامون می دم و به بچه ها سفارش می کنم.

حالا که لیست می نویسم و فکر می کنم چی باید ببریم هم باورم نمی شه چند روز دیگه راهی نجف و کربلائیم.

باورم نمی شه چند روز دیگه قدم به شهری می ذارم که مردی به عظمت علی (ع) توش زندگی کرده و حالا پیکرش همونجاست.

باورم نمی شه باید برم کربلا و چند روز تو هوایی نفس بکشم که بوی خون حسین و ابوالفضل هنوز توش موج می زنه.

خدایا تو چقدر مهربونی و من چقدر غافلم!

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن داودی

سلام . تو نجف یادی ازما هم بکن ...یه حس خوبی باید باشه تو نجف قدم زدن و زیارت مردی که کاش یه کم از مروت و عدالتش تو رگ و پی سینه زناش بود

hamchonhamishe

[گل]

مریم

سلام عزیزم زیارتت قبول خانم! وای یگانه خوش به حالت... خوش به سعادتت که می تونی مزار حضرت علی رو زیارت کنی و خاک کربلا رو... کاش کنار مزار حضرت علی با توجه به عشقی که می دونی چقدر بهش دارم یاد من هم بکنی و بخوای آرزوی منو هم با طلبیده شدن برآورده بکنه که تنها جاییه که زیارتش آرزومه! میگم حالا چطور مجازاتت کنم یه خداحافظی نکردی؟!![چشمک]

شهین غمگسار

خوش به سعادت و حالت دختر... از این همه خوشبختی و نیک کامی شکر کن الهی که قبول و پر بار باشه

م.آزاد

تو رو دوستی خدا را ....به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

راحله

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام یگانه جون خودمون. خوبی دوستم؟![قلب] دلم برات تنگ بوووووود شدید!‌بالاخره پیدات کردم!‌ می بینم که زیارت بودی ( یا شایدم هستی!) قبول باشه خانوم خانوما...[چشمک] چه خبرا!؟ منم وب لاگ نخودم رو دلت کردم... یه مدتی وب نداشتم کاً بیخیالش بودم اما الان یه جدیدشون زدم. آدرسشو هم برات گذاشتم.

مهران

سلام.مرسی از این همه محبتت.التماس دعا به روزم سربزن