کارون درد آلود ما

این هم عکس های سفر جنوب.روی هر عکس که برین توضیحاتش رو می تونین ببینین

اینجا دزفوله. رود دز و آسیاب های آبی دوران ساسانی

 

 

اینجا اهواز و لب و کارون. چه حالی می ده خوندن این شعر کنار این رود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این هم بریم آبادان. محله شرکت نفتی ها. اگه کتاب چراغ ها را من خاموش می کنم رو خونده باشین،حتما خوب می شناسینش. انگار وارد اروپا شدی با بوی مسحور کننده اکالیپتوس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دبستان مهرگان در آبادان. تاسیس 1326.به جای گلوله ها روی دیوارش دقت کنین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این غروب زیبای خرمشهره. شاید کمتر جایی این صحنه رو بتونین ببینین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خونه بالایی خمپاره خورده و هنوز مخروبه است. در و دیوار شاهد چه چیزها که نبودن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کشتی واژگون یادگار همون وقت هاست. خیلی بزرگه و هر روز آب از توش پمپاژ می کنن. اندازه اش در مقایسه با اون قایقی که از زیرش داره رد می شه، مشخصه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

* این هم عکس ها. اولین تجربه که خیلی خوب بود. با تشکر ویژه از همه دوستانی که خنگ بودن اینجانب رو درک کردن لبخند به خصوص نسترن مامان باران عزیزم ماچ

پ.ن: دو عکس آخر هم مال خرمشهره. یادم رفت روش بنویسم

پ.ن ۲: عکاس این عکس ها، همسر مهربانه که عاشق عکاسیه و انصافا هم که عکسای خوبی می گیره قلب

/ 14 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

آفرین بابا زرنگ شدی میری جاهای خوب با عکسهای خوب آپ میشی وبلاگت این روزها سر شار از انرژی امیدوارم همیشه شاد باشی به ما هم سری بزن[قلب][چشمک][نیشخند]

کدبانوی دیجیتالی

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مسیح علوی

سلام.زیبا بود !

مریم

حیف که به این شهرای زیبای جنوبی رسیدگی نمیشه! جون به جونم کنی تنبلم دیگه عزیزم... ذات من عوض نمیشه[قهقهه]

حسن

سلام.همیشه شاد باشین و در سفرهای شیرین

مريم

تنبلي رو گذاشتم كنار[نیشخند]

مسیح علوی

خیلی مخلصیم !

سحر

غمگين نباش خورشيد ! جدايي پلك هاي انتظارم را بر هم نمي گذارد پرده را كنار بزن ببين چگونه يادگاري هايم روي ديوار غروب پاك مي شوند وقتي تورا جا گذاشتم روي ديوار كاه گلي محله نوشتم : " كوچه ي ما كوچه ي رويا و ترانه است " نمي دانم خورشيد! نمي دانم دل اناري ات با صداي كدام خواننده فشرده مي شود!! دل من كه مثل انار آخر پاييز با گريه ي كودكي لجباز ترك بر مي دارد اما تو خورشيد مواظب روشنايي فلق و دل تنگي ديوار هاي كوچه باش سلام روز بارونی ت بخیر باشه گلم...وبلاگ فوق العاده زیبایی داری...[گل]وقت کردی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم عطر قدمهای سبزت کلبه کوچکم معطر کنه.....روز خوبی داشته باشی مهربون[گل]